کتاب گلستان یازدهم سایت کتاب دانشگاه علم و صنعت

قسمتهایی از کتاب "گلستان یازدهم"

/
عقربه های ساعت با من سر لج داشتند. از همیشه تندتر می چرخیدند. ساعت شد دو و ربع بعد از نیمه شب. آرام شانه هایش را تکان دادم. _علی، علی جان بیدار شو. فوری بیدار شد. هراسان پرسید: «ساعت چنده؟» آهسته گفتم: