فرهنگ نادرستی که در بین جوانان موجب شده تا دختران در سنین بالا، شاهد حضور خواستگاری نباشند. پسرانی که در سنین بالای سی سال هنوز دنبال دختران بیست ساله برای ازدواج می گردند. ازدواج های بی تدبیری که وجه اشتراک خواسته های دوره جوانی شان در مرز صفر است.

دو کودک 5 و 12 ساله را در نظر بگیرید. فکر می کنید این دو کودک می توانند دوست یا همبازی خوبی برای یکدیگر باشند؟ کودک 5ساله هنوز از درک خیلی از مسایل عاجز است. توانایی استقلال در برخی امور شخصی اش را ندارد. نیازمند مراقبت است و خواندن و نوشتن نمی داند. اما برای کودکی 12ساله که کلاس ششم ابتدایی است، دنیا شکل و شمایل دیگری دارد.

او تا حدودی مستقل است، می تواند ارتباط کامل تری با پدر و مادرش برقرار کند، مهارت های مطالعه و آموختن دارد و این یعنی وارد دنیای بزرگی از آگاهی شده و... این دو کودک اگرچه فقط 7سال تفاوت سنی دارند اما در دو مقطع متفاوت از زندگی شان هستند.

ازدواج مردان با دخترانی که اختلاف سنی 10 به بالاتر با او دارند، حکایت دو کودکی است که دنیایشان با هم متفاوت است. شاید در چند لحظه بتوانند با یکدیگر هم بازی شوند اما به سرعت کودک بزرگتر از رفتار کودکانه بچه 5 ساله به ستوه می آید و دعوایشان می شود و در همان عالم به او می گوید تو بچه ای..!

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در یکی از گزارش های خود درباره سن ازدواج دختران و پسران آورده است: با توجه به اينكه در نظام عرفي ازدواج در ايران، مردان تمايل دارند با زناني كوچك‌تر از خود ازدواج نمايند و اين ميزان معمولاً يك فاصله سني 3- 5 ساله است بايد بررسي شود در صورتي كه مردان با زناني كوچكتر از خود ازدواج كنند وضعيت به چه شكلي خواهد بود.

 

سن ازدواج

همانطور كه در جدول قابل مشاهده است تفاضل مردان هر گروه سني با زنان يك پنجه كوچكتر نشان از كمبود مردان در سن ازدواج و فزوني زنان به ويژه در در گروه سني 25-29 ساله و 30- 34 ساله دارد. امري كه مي تواند در صورتي كه مردان اصرار به ازدواج با زنان كوچكتر از خود داشته باشند(تمايلي فرهنگي )منجر به كاهش ازدواج در اين دو گروه سنی باشد.

بررسی دیتا‌های این جدول نشان می‌دهد وقتی تعداد مردان ازدواج نکرده را با زنان ازدواج نکرده در یک پنجه کوچک‌تر از خود مقایسه کنیم، به این واقعیت می‌رسیم که در این بین، تعداد دختران ازدواج نکرده کمتر می‌شود و این آمار تاییدی است بر این ادعا که پسران ایرانی با دختران کم‌سن تر از خود ازدواج می‌کنند و این اتفاق باعث می‌شود که در گروه سنی ۳۰ تا ۳۴ سال، کیس ازدواج برای دختران کم‌تر باشد.

به بیان مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی«مسئله كمبود مردان در مقايسه زنان نيز پديده جمعيتي نبوده و تنها در صورتي موضوعيت دارد كه به لحاظ عرفي و هنجاري مردان اصرار به ازدواج با زناني كوچكتر از خود داشته باشند. بنابراين مضيقه ازدواج نيز موضوعي اجتماعي فرهنگي است نه مسئله جمعيتي. 
»

 

مردانی که در سنین 35-34 هنوز به دنبال دختران در سنین 21-20 هستند. مردان در این سنین عموما به درجه ای پختگی و تجربه رسیده اند و برنامه و خط زندگی مشخصی را برای آینده شان ترسیم کرده اند. آنها تصور می کنند که اگر با دختری هم سن خود که دارای سطح بالایی از درک و شعور است ازدواج کنند، آن مسیری که در نظر دارند  به بیراهه کشیده می شود. از سوی دیگه نه مشکل جمعیتی که مسئله فرهنگی و عرفی که موجب شده تا مردان، دختران با سن کم تر را ترجیح دهند، افزایش مجرد بودن دختران در سنین بالا را به همراه دارد.

 از دیگر علل این انتخاب باید قدرت طلبی و سلطه داشتن بر فرد کوچکتر را نیز عنوان کرد. مردانی که در سن بالا به سراغ دختران با سن کم می روند یکی از علت آن، سلطه بیشتری است که می توانند بر روی او داشته باشند. گاهی تعبیر اشتباهی نیز در بین این افراد صورت می گیرد که" کوچکتر باشد خودمان با توجه به اخلاقمان بزرگش می کنیم". این فقر فکری موجب می شود تا در سال های بعد از زندگی دچار مشکلاتی بیش تر از حد معمول شوند. پسرانی که در سنین پایین و جوانی خود از لحظه های آن استفاده کرده اند، گردش و تفریح و سرگرمی های مختلف را امتحان و  اکنون با دختری مواجه هستند که در اوج خواستنی های جوانی است در یک تضاد زناشویی بزرگی قرار می گیرند.

دختری که وقتی همسر دوست یا اوقوامش را می بیند که پا به پای او به تفریح و شادی می پردازند، سرگرمی شان با هم است، نیاز و خواسته های مشترک دارند، سرخورده می شود که همسرش مدام به مسیری که از پیش تعیین کرده و در بین راه او را سوار کرده فکر می کند، بدون آنکه به مقتضیات روحی و روانی سن او توجهی داشته باشد.

افراد با سنین نزدیک به هم درک بهتری از زندگی که قرار است با هم بسازند، دارند. از لحظه های با هم بودن  خسته نمی شوند، رفتار و کارهایی که طرف مقابلشان انجام می دهند برایشان کودکانه و نُنُر وار نیست.